خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و اسارت در دام معشوق سخن میگوید. او از نگاههای مکرر به نیکوان و گرفتار شدن دل زار خود میگوید و از گیسوی کمندگون معشوق که او را اسیر کرده، شکایت میکند. شاعر از ناتوانی در رهایی از این اسارت و بیقراری شبانه خود مینالد و در نهایت از یار نارسی که به روز او نمیرسد، گله میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک یا مناسب نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شعری کلاسیک، فهم آن را برای سنین پایینتر دشوار میسازد.
شماره ۱۰۷۲ - مسلمانان، گرفتارم گرفتار
مسلمانان، گرفتارم گرفتار
وزین جال دل افگارم گرفتار ۱
نظر بر نیکوان چندان نهادم
که شد ناگه دل زارم گرفتار ۲
چو خود کردم نظر در روی خوبان
بدین محنت سزاوارم گرفتار ۳
کمند گیسو افگنده ست و کرده
یکی خونریز عیارم گرفتار ۴
گسستن را ندارم طاقت ار چه
ز موی او به یک تارم گرفتار ۵
شبم را حال کی داند که هرگز
به روز من نشد یارم گرفتار ۶
برو از دیده خسرو که بادا
به آب چشم بیدارم گرفتار ۷
وزین جال دل افگارم گرفتار ۱
نظر بر نیکوان چندان نهادم
که شد ناگه دل زارم گرفتار ۲
چو خود کردم نظر در روی خوبان
بدین محنت سزاوارم گرفتار ۳
کمند گیسو افگنده ست و کرده
یکی خونریز عیارم گرفتار ۴
گسستن را ندارم طاقت ار چه
ز موی او به یک تارم گرفتار ۵
شبم را حال کی داند که هرگز
به روز من نشد یارم گرفتار ۶
برو از دیده خسرو که بادا
به آب چشم بیدارم گرفتار ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۷۱ - نگارا، چشم رحمت سوی من دار
گوهر بعدی:شماره ۱۰۷۳ - چنان چشمی ز رویم دور می دار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.