خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و طبیعتگرا، به زیباییهای خط و زلف معشوق و تأثیر آن بر عاشقان میپردازد. همچنین از عناصر طبیعت مانند سبزه، صحرا، گل و باد برای توصیف احساسات شاعر استفاده شده است. در ابیات پایانی، شاعر از فراق و تأثیر آن بر جانش سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۰۵۸ - از خط او نسخه سبزه به صحرا ببرد
از خط او نسخه سبزه به صحرا ببرد
آب ریاحین سبز هم به تماشا ببرد ۱
برد خط و زلف او جان و دل عاشقان
زان رمقی مانده بود، سبزه به صحرا ببرد ۲
در بن خاری بدم جای گرفته چو گل
باد هوایش مرا آمد و از جا ببرد ۳
تا تو خرامان چو کبک دی به چمن در شدی
کبک برون شد ز باغ، جان به تگ پا ببرد ۴
بوالعجبی بین کزو چشم تو با چون منی
دل به سکونت بداد، جان به مدارا ببرد ۵
خسرو بی سنگ را بود سکونی ز عمر
برگ فراقت بتاخت، جمله به یغما ببرد ۶
آب ریاحین سبز هم به تماشا ببرد ۱
برد خط و زلف او جان و دل عاشقان
زان رمقی مانده بود، سبزه به صحرا ببرد ۲
در بن خاری بدم جای گرفته چو گل
باد هوایش مرا آمد و از جا ببرد ۳
تا تو خرامان چو کبک دی به چمن در شدی
کبک برون شد ز باغ، جان به تگ پا ببرد ۴
بوالعجبی بین کزو چشم تو با چون منی
دل به سکونت بداد، جان به مدارا ببرد ۵
خسرو بی سنگ را بود سکونی ز عمر
برگ فراقت بتاخت، جمله به یغما ببرد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۵۷ - همیشه از نمکت شور در جگر باشد
گوهر بعدی:شماره ۱۰۵۹ - در گریه خون عاشقی کو خان و مان راتر نهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.