خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن شعری است که از عشق و جذبههای روحانی سخن میگوید. شاعر از تأثیر دیدن معشوق بر خود میگوید که چگونه او را از هوش میبرد و باعث میشود از دنیای مادی فاصله بگیرد. همچنین، اشارههایی به مفاهیم صوفیانه مانند زهد و عیش دارد و از تضاد بین لذتهای دنیوی و معنوی صحبت میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات صوفیانه و ادبی نیاز به دانش پیشینهای از ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
شماره ۱۰۵۲ - کسی که دیدن آن ترک باده نوش رود
کسی که دیدن آن ترک باده نوش رود
به پای آید و چون بیندش به دوش رود ۱
تبارک الله ازان رو که بهره خواهد برد
چو هم ز دیدن او آدمی ز هوش رود ۲
گر آن حریف رود سوی قبله، صوفی را
گلیم زهد به دکان می فروش رود ۳
ز بس که بیهشم از وی چو چشم پاک کنم
به سوی چشم برم دست و سوی گوش رود ۴
خراش سینه همسایه شد خروش دلم
کسی مباد که در گوشش این خروش رود ۵
صلای عیش همی آیدم ز یاران، لیک
دلم نماند که سوی نشاط و نوش رود ۶
طریق سرو قباپوش دید تا خسرو
دلش نخواست که بر سرو سبزپوش رود ۷
به پای آید و چون بیندش به دوش رود ۱
تبارک الله ازان رو که بهره خواهد برد
چو هم ز دیدن او آدمی ز هوش رود ۲
گر آن حریف رود سوی قبله، صوفی را
گلیم زهد به دکان می فروش رود ۳
ز بس که بیهشم از وی چو چشم پاک کنم
به سوی چشم برم دست و سوی گوش رود ۴
خراش سینه همسایه شد خروش دلم
کسی مباد که در گوشش این خروش رود ۵
صلای عیش همی آیدم ز یاران، لیک
دلم نماند که سوی نشاط و نوش رود ۶
طریق سرو قباپوش دید تا خسرو
دلش نخواست که بر سرو سبزپوش رود ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۵۱ - گل آمد و ز دوست صبایی نمی رسد
گوهر بعدی:شماره ۱۰۵۳ - کسی که دیدن آن چشم خوابناک رود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.