خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه بیانگر اهمیت عشق و فداکاری در راه آن است. شاعر تأکید میکند که بدون عشق، دل سیاه و بیارزش است و عاشق هرگز نمیتواند دوست را از یاد ببرد، حتی پس از مرگ. همچنین، شعر به درد هجران و اتصال روحی با معشوق اشاره دارد.
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند هجران و جدایی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۹۱۰ - کسی که عشق نورزد سیاه دل باشد
کسی که عشق نورزد سیاه دل باشد
چو سر ز خاک لحد بر زند، خجل باشد ۱
کسی که سر ننهد در رهش، چه سر دارد؟
دلی که جان ندهد در غمش، چه دل باشد؟ ۲
هوای دوست ز سر کی برون کند عاشق
هزار سال اگر زیر خشت و گل باشد ۳
ز هجر سلسله شوق منقطع نشود
مرا که رشته جان با تو متصل باشد ۴
اگر به تیغ جدایی مرا نخواهد کشت
بهل که تا بکشد کو ز من بحل باشد ۵
چو سر ز خاک لحد بر زند، خجل باشد ۱
کسی که سر ننهد در رهش، چه سر دارد؟
دلی که جان ندهد در غمش، چه دل باشد؟ ۲
هوای دوست ز سر کی برون کند عاشق
هزار سال اگر زیر خشت و گل باشد ۳
ز هجر سلسله شوق منقطع نشود
مرا که رشته جان با تو متصل باشد ۴
اگر به تیغ جدایی مرا نخواهد کشت
بهل که تا بکشد کو ز من بحل باشد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۰۹ - در آن هجوم که یار تو پادشا باشد
گوهر بعدی:شماره ۹۱۱ - چه شد که یار بر آهنگ کین برون آمد؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.