خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از بیدل دهلوی، با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، به بیان احساسات شاعر نسبت به معشوق و دردهای عشق میپردازد. شاعر از مستی، شراب، بوسه، غمزه و دیگر عناصر عاشقانه برای توصیف حالات خود استفاده کرده است. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند زهد، خرابی دل و ... نیز در شعر دیده میشود.
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی، استفاده از استعارههای پیچیده و نیاز به درک ادبی برای درک کامل معانی شعر، این متن را برای مخاطبان زیر 16 سال نامناسب میکند.
شماره ۸۹۲ - چو ترک مست من آلوده شراب در آید
چو ترک مست من آلوده شراب در آید
ز شور او نمکی در دل کباب در آید ۱
لبش اگر کشدم در سوال بوسه، نترسم
ولیک غمزه مبادا که در عتاب در آید ۲
بیا که زاهد خشک ار شییت مست بیاید
به جرعه تر کند آن زهد و در شراب در آید ۳
به گرد دیده خود خار بستی از مژه کردم
که نی خیال تو بیرون رود نه خواب در آید ۴
گهی که روی به دیوار بهر راز تو آرم
عمارتی ست که اندر دل خراب در آید ۵
سر از دریچه برون کرده ای، بسوختم آخر
رها مکن که در آن روزن آفتاب در آید ۶
کج است تیر مژه، راست می زنی به دل من
که تیر کج چو به آتش رسد به تاب در آید ۷
ز بهر دیدن هندوستان زلف تو هر شب
بیا ببین که ز سیلاب چشم آب در آید ۸
ز گریه در غم رویت به چشم خسرو بیدل
نماند آب اگر، بو که خون ناب در آید ۹
ز شور او نمکی در دل کباب در آید ۱
لبش اگر کشدم در سوال بوسه، نترسم
ولیک غمزه مبادا که در عتاب در آید ۲
بیا که زاهد خشک ار شییت مست بیاید
به جرعه تر کند آن زهد و در شراب در آید ۳
به گرد دیده خود خار بستی از مژه کردم
که نی خیال تو بیرون رود نه خواب در آید ۴
گهی که روی به دیوار بهر راز تو آرم
عمارتی ست که اندر دل خراب در آید ۵
سر از دریچه برون کرده ای، بسوختم آخر
رها مکن که در آن روزن آفتاب در آید ۶
کج است تیر مژه، راست می زنی به دل من
که تیر کج چو به آتش رسد به تاب در آید ۷
ز بهر دیدن هندوستان زلف تو هر شب
بیا ببین که ز سیلاب چشم آب در آید ۸
ز گریه در غم رویت به چشم خسرو بیدل
نماند آب اگر، بو که خون ناب در آید ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۹۱ - چون آن بت از سر کو با هزار ناز برآید
گوهر بعدی:شماره ۸۹۳ - دلم ز دست برفته ست و پیش باز نیابد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.