خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن به توصیف عشق و اشتیاق خود به معشوق میپردازد. او از زیباییهای معشوق، تأثیر عمیق نگاهش، و رنجهای عاشقانه خود سخن میگوید. با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند ماه، لالههای خونین، و یوسف کنعان، عمق احساسات خود را بیان میکند و از معشوق میخواهد که به او توجه کند.
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و استفاده از استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی تصاویر مانند 'لاله خونین' و 'یوسف کنعان' ممکن است نیاز به درک ادبی بیشتری داشته باشند.
شماره ۸۸۹ - شبی که دلبرم از بام همچو ماه برآید
شبی که دلبرم از بام همچو ماه برآید
ز جان سوخته ام صد هزار آه بر آید ۱
به منزلی که گذشتی ز آب دیده ام، ای جان
هزار لاله خونین ز خاک راه برآید ۲
ز پرده چون به در آیی برای دیدن رویت
هزار یوسف کنعان ز قعر چاه برآید ۳
چه عشوه، و چه کرشمه، چه دلبریست که چشمت؟
همه به مردم مسکین بیگناه برآید ۴
ز حال خسرو مسکین نظر دریغ مفرما
که کار ما ز تو، ای جان، به یک نگاه برآید ۵
ز جان سوخته ام صد هزار آه بر آید ۱
به منزلی که گذشتی ز آب دیده ام، ای جان
هزار لاله خونین ز خاک راه برآید ۲
ز پرده چون به در آیی برای دیدن رویت
هزار یوسف کنعان ز قعر چاه برآید ۳
چه عشوه، و چه کرشمه، چه دلبریست که چشمت؟
همه به مردم مسکین بیگناه برآید ۴
ز حال خسرو مسکین نظر دریغ مفرما
که کار ما ز تو، ای جان، به یک نگاه برآید ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۸۸ - آن خون که گاه مستی از آن مست ما چکد
گوهر بعدی:شماره ۸۹۰ - به بام خویش چو آن ماه کج کلاه برآید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.