خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از گذر سریع زندگی و ناپایداری آن افسوس میخورد. شاعر از گناهان خود و پیروی از وسوسههای شیطانی سخن میگوید و از ناتوانی در توبه و بازگشت به راه درست شکایت دارد. او همچنین به بیثباتی دنیا و اهمیت استفاده بهینه از عمر کوتاه اشاره میکند. در پایان، شاعر به هوشیاری در برابر خطرات و وسوسهها توصیه میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات به گناه و توبه ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۸۵۷ - افسوس ازین حیات که بر باد می رود
افسوس ازین حیات که بر باد می رود
کایین ما نه بر روش داد می رود ۱
هر دم ز من که پیروی دیو می کنم
بر آسمان فرشته به فریاد می رود ۲
وه کاین دل خراب عمارت کجا شود؟
سیل منش چنین که ز بنیاد می رود ۳
زاهد به پند دادن و بیچاره مست را
خاطر به سوی لعبت ناشاد می رود ۴
گاه خمار صد نیت توبه می کنم
چون ساقی آمد آن همه از یاد می رود ۵
ای من غلام دولت آن نیک بنده ای
کز بندگی نفس بد آزاد می رود ۶
ضایع مکن به خنده و بازی بسان گل
این پنج روزه عمر که بر باد می رود ۷
ای نفس، پند گیر که اختر به گردش است
ای مرغ، هوش دار که صیاد می رود ۸
آهسته نه به روی زمین پای، کادمی
بر روی شاهدان پریزاد می رود ۹
زخم زبان خسرو اثر کی کند ترا؟
نی، خود سخن به تیشه فرهاد می رود ۱۰
کایین ما نه بر روش داد می رود ۱
هر دم ز من که پیروی دیو می کنم
بر آسمان فرشته به فریاد می رود ۲
وه کاین دل خراب عمارت کجا شود؟
سیل منش چنین که ز بنیاد می رود ۳
زاهد به پند دادن و بیچاره مست را
خاطر به سوی لعبت ناشاد می رود ۴
گاه خمار صد نیت توبه می کنم
چون ساقی آمد آن همه از یاد می رود ۵
ای من غلام دولت آن نیک بنده ای
کز بندگی نفس بد آزاد می رود ۶
ضایع مکن به خنده و بازی بسان گل
این پنج روزه عمر که بر باد می رود ۷
ای نفس، پند گیر که اختر به گردش است
ای مرغ، هوش دار که صیاد می رود ۸
آهسته نه به روی زمین پای، کادمی
بر روی شاهدان پریزاد می رود ۹
زخم زبان خسرو اثر کی کند ترا؟
نی، خود سخن به تیشه فرهاد می رود ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۵۶ - عمرم در آرزوی تو رفته ست و می رود
گوهر بعدی:شماره ۸۵۸ - باز آن سوار مست به نخچیر می رود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.