خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و غمگین است که به توصیف رنجهای عشق و ناکامیهای آن میپردازد. شاعر از درد فراق، بیعدالتی در عشق، و ناتوانی در بیان حال خود سخن میگوید. همچنین، اشارههایی به مفاهیمی مانند قیامت، فلک، و قاضی دارد که نشاندهندهی جنبههای عرفانی و فلسفی نیز هست.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از واژگان و تصاویر بهکاررفته (مانند خون ریختن، قیامت، و غم عمیق) برای سنین پایینتر سنگین و نامناسب است.
شماره ۷۱۸ - تا ز خون ریختن آن غمزه ندامت نکند
تا ز خون ریختن آن غمزه ندامت نکند
کس به راه غم او ذکر سلامت نکند ۱
آنچه بر بی گنهان می کند آن روی چو ماه
برگنه کاران خورشید قیامت نکند ۲
که کند فرق ز رخساره او تا خورشید
خط شبگون اگر از مشک علامت نکند ۳
پیش قاضی فلک، مه چه کند دعوی حسن؟
تا خطت بینه خویش اقامت نکند ۴
دل من کرده غمت خون و اگر غم این است
بنده راضی ست به نیمی که تمامت نکند ۵
مکن از گریه مرا منع که دلسوخته را
هیچ کس از جزع و گریه ملامت نکند ۶
خون ما ریزد و بیرون برد از خنده لبت
کس به تنگ شکرش نیز غرامت نکند ۷
با تو خواهد که کند خسرو مسکین تقریر
حال خود را، ولی از بیم اسائت نکند ۸
کس به راه غم او ذکر سلامت نکند ۱
آنچه بر بی گنهان می کند آن روی چو ماه
برگنه کاران خورشید قیامت نکند ۲
که کند فرق ز رخساره او تا خورشید
خط شبگون اگر از مشک علامت نکند ۳
پیش قاضی فلک، مه چه کند دعوی حسن؟
تا خطت بینه خویش اقامت نکند ۴
دل من کرده غمت خون و اگر غم این است
بنده راضی ست به نیمی که تمامت نکند ۵
مکن از گریه مرا منع که دلسوخته را
هیچ کس از جزع و گریه ملامت نکند ۶
خون ما ریزد و بیرون برد از خنده لبت
کس به تنگ شکرش نیز غرامت نکند ۷
با تو خواهد که کند خسرو مسکین تقریر
حال خود را، ولی از بیم اسائت نکند ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۱۷ - آنکه هر شب به دلم آید و جایی بکند
گوهر بعدی:شماره ۷۱۹ - گر دل عاشقم از عشق تو رنجور شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.