خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن یک شعر عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق و فداکاری سخن میگوید. او از درد عشق، رضایت به جور و رحمت معشوق، و ویرانی ناشی از اشکهایش میگوید. همچنین، اشارههایی به مفاهیمی مانند تسلیم، درماندگی، و حتی انتقاد از ریاکاری در دین دارد.
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی اشارات انتقادی به مسائل اجتماعی و دینی وجود دارد که درک آنها به بلوغ فکری نیاز دارد.
شماره ۶۱۳ - جانم فدای قامتی کافاق را حیران کند
جانم فدای قامتی کافاق را حیران کند
از ناز چون گردد روان، رو در میان جان کند ۱
گر جور و گر رحمت کند من راضیم از جان و دل
بگذار خود کام مرا تا هر چه خواهد آن کند ۲
جانا، بر آب چشم من خنده به رعنای مزن
هر قطره کز چشمم چکد، صد خانه را ویران کند ۳
آن نیم جانی که از غمش مانده ست آن هم رفته دان
یک ره به زیر هر دو لب گو خنده پنهان کند ۴
من بر درش جان می کنم در آرزوی یک نظر
با آنکه دشوار آیدش کار مرا آسان کند ۵
باری طبیب از بهر من زحمت چه می بیند دگر؟
عیسی به جان آید، اگر درد مرا درمان کند ۶
ای آن که پندم می دهی کز دل برون کن راز را
از دیده فرمانت کشم، گر دل مرا فرمان کند ۷
بیهوده چندین بتا، خون در مسلمانی مکن
اسلام کی داند کسی کو غارت ایمان کند ۸
گر خسروا، خون ریزدت پرسش مکن، گردن بنه
کز مصلحت نبود برون هر خون که آن سلطان کند ۹
از ناز چون گردد روان، رو در میان جان کند ۱
گر جور و گر رحمت کند من راضیم از جان و دل
بگذار خود کام مرا تا هر چه خواهد آن کند ۲
جانا، بر آب چشم من خنده به رعنای مزن
هر قطره کز چشمم چکد، صد خانه را ویران کند ۳
آن نیم جانی که از غمش مانده ست آن هم رفته دان
یک ره به زیر هر دو لب گو خنده پنهان کند ۴
من بر درش جان می کنم در آرزوی یک نظر
با آنکه دشوار آیدش کار مرا آسان کند ۵
باری طبیب از بهر من زحمت چه می بیند دگر؟
عیسی به جان آید، اگر درد مرا درمان کند ۶
ای آن که پندم می دهی کز دل برون کن راز را
از دیده فرمانت کشم، گر دل مرا فرمان کند ۷
بیهوده چندین بتا، خون در مسلمانی مکن
اسلام کی داند کسی کو غارت ایمان کند ۸
گر خسروا، خون ریزدت پرسش مکن، گردن بنه
کز مصلحت نبود برون هر خون که آن سلطان کند ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۱۲ - می خواهد آن سرو روان کامروز در صحرا شود
گوهر بعدی:شماره ۶۱۴ - شب کان مه من بر دلم از غصه پیکان بشکند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.