خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی درباره عشق و وصال به معشوق است. شاعر بیان میکند که تنها کسانی به وصال معشوق میرسند که در جستجوی او باشند و در راه شناخت جمالش تلاش کنند. همچنین، تأکید میکند که دیدار معشوق برای کسانی که از عشق او غافل هستند، حرام است.
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۵۲۹ - هر کس که تقرب ز وصال تو نجوید
هر کس که تقرب ز وصال تو نجوید
واندر ره ادراک جمال تو نپوید ۱
فردا که شب وعده دیدار سر آید
رهبر نبود سوی تو چندان که نجوید ۲
فردا که تو در گلشن فردوس خرامی
طوبی، ادب آنست، که در راه نروید ۳
شک نیست که چرخ از پی صد دور بیاید
مهر تو ز هر ذره خاکم که ببوید ۴
فریاد ز غوغای رقیبان که نمانند
تا با تو کسی درد دل خویش بگوید ۵
دیدار حرام است کسی را که چو خسرو
از دیده به خون دل خود دست بشوید ۶
واندر ره ادراک جمال تو نپوید ۱
فردا که شب وعده دیدار سر آید
رهبر نبود سوی تو چندان که نجوید ۲
فردا که تو در گلشن فردوس خرامی
طوبی، ادب آنست، که در راه نروید ۳
شک نیست که چرخ از پی صد دور بیاید
مهر تو ز هر ذره خاکم که ببوید ۴
فریاد ز غوغای رقیبان که نمانند
تا با تو کسی درد دل خویش بگوید ۵
دیدار حرام است کسی را که چو خسرو
از دیده به خون دل خود دست بشوید ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۲۸ - من سرو ندیدم که به بالای تو ماند
گوهر بعدی:شماره ۵۳۰ - کجا بودی، بگو، ای سرو آزاد؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.