خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که درد و غم عشق ناگفته را بیان میکند. شاعر از ناتوانی در بیان احساسات، بیقراری شبانه، و اشتیاق به وصال معشوق سخن میگوید. همچنین، تأکید میکند که عشق واقعی را نمیتوان پنهان کرد و جوینده عشق واقعی هرگز راه آسان را انتخاب نمیکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
شماره ۵۲۷ - آن را که غمی باشد و گفتن نتواند
آن را که غمی باشد و گفتن نتواند
شب تا به سحر نالد و خفتن نتواند ۱
از ما بشنو قصه ما، ورنه چه حاصل؟
پیغام که باد آرد و گفتن نتواند ۲
بی بوی وصالت نگشاید دل تنگم
بی باد صبا غنچه شگفتن نتواند ۳
از اشک زدم آب همه کوی تو تا باد
خاشاک سر کوی تو رفتن نتواند ۴
شوریده تواند که کند ترک سر خویش
ترک سر کوی تو گرفتن نتواند ۵
اندر دل ما عکس رخ خوب تو پیداست
زآیینه کسی چهره نهفتن نتواند ۶
جوینده چه سهل است که بر خود نکند سهل
فرهاد چو خسرو ره رفتن نتواند ۷
شب تا به سحر نالد و خفتن نتواند ۱
از ما بشنو قصه ما، ورنه چه حاصل؟
پیغام که باد آرد و گفتن نتواند ۲
بی بوی وصالت نگشاید دل تنگم
بی باد صبا غنچه شگفتن نتواند ۳
از اشک زدم آب همه کوی تو تا باد
خاشاک سر کوی تو رفتن نتواند ۴
شوریده تواند که کند ترک سر خویش
ترک سر کوی تو گرفتن نتواند ۵
اندر دل ما عکس رخ خوب تو پیداست
زآیینه کسی چهره نهفتن نتواند ۶
جوینده چه سهل است که بر خود نکند سهل
فرهاد چو خسرو ره رفتن نتواند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۲۶ - جایی گذرت، ای بت چالاک، نیفتد
گوهر بعدی:شماره ۵۲۸ - من سرو ندیدم که به بالای تو ماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.