خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری است که در آن شاعر از درد و رنج خود میگوید و بیان میکند که حتی طبیعت و محیط اطرافش نیز از نالههای او متأثر میشوند. او از کسانی که درد او را درک نمیکنند میخواهد که بر او خرده نگیرند، چرا که درد کشیدن و ناله کردن امری طبیعی برای فرد رنجدیده است.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و غمگین است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل شعر نیاز به آشنایی با ادبیات و مفاهیم انتزاعی دارد.
شماره ۵۲۴ - چون مرغ سحر از غم گلزار بنالد
چون مرغ سحر از غم گلزار بنالد
از غم دل دیوانه من زار بنالد ۱
هر گه که به گوشش برسد ناله زارم
بر درد من سوخته دل زار بنالد ۲
بر سوزش من جان زن و مرد بسوزد
وز ناله زارم در و دیوار بنالد ۳
ای آنکه ز دردت خبری نیست، مکن عیب
گر سوخته ای از دل افگار بنالد ۴
خسرو، اگر از درد بنالد، چه توان گفت؟
عیبی نتوان کرد که بیمار بنالد ۵
از غم دل دیوانه من زار بنالد ۱
هر گه که به گوشش برسد ناله زارم
بر درد من سوخته دل زار بنالد ۲
بر سوزش من جان زن و مرد بسوزد
وز ناله زارم در و دیوار بنالد ۳
ای آنکه ز دردت خبری نیست، مکن عیب
گر سوخته ای از دل افگار بنالد ۴
خسرو، اگر از درد بنالد، چه توان گفت؟
عیبی نتوان کرد که بیمار بنالد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۲۳ - دل نیست که در وی غم دلدار نگنجد
گوهر بعدی:شماره ۵۲۵ - یارم چو به خنده شکر بسته گشاید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.