خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از روزه به عنوان استعاره‌ای برای عشق و اشتیاق استفاده می‌کند. شاعر از روزه‌ای سخن می‌گوید که نه تنها جسمانی، بلکه روحانی است و با عشق به معشوق پیوند خورده است. او از گرمای روزه و اشتیاق به وصال معشوق می‌گوید و از تأثیرات روحانی این عشق بر زندگی خود سخن می‌راند.

متن دارای مضامین عرفانی و عاشقانه پیچیده است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای عمیق ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

شماره ۴۴۹ - مه روزه رسید و آفتابم روزه می دارد

مه روزه رسید و آفتابم روزه می دارد
چه سود از روزه کز گرمی جهانی را بیازارد ۱

به دندان روزه را رخنه کند، پس از لب شیرین
لبالب رخنه های روزه زان شکر به بار آرد ۲

دهانش را که بوی مشک می آید گه روزه
ازان خط است کز پیراهن لب مشک می کارد ۳

به شب هم فرض شد بر عاشقان کوی او روزه
که هر کان روی چون مه دید شب را روز پندارد ۴

نگارا، روزه چندم قضا شد در ره هجرت
مپوشان روی تا جانم قضای روزه بگذارد ۵

هلالی گشتم از روزه کمند زلف را بفگن
که تا خورشید بربندد، ازان بالا فرود آرد ۶

مرا صوم وصال است از تو و کافر کند خلقم
که ابرویت نمازی در دو محرابم فرود آرد ۷

به روزه مؤمنان رغبت کنند حلوا به شیرینی
به کویت زان رسد خسرو که آنجا شهد می بارد ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۴۸ - سوار چابک من باز عزم لشکری دارد
گوهر بعدی:شماره ۴۵۰ - اگر آن جادوی خونخواره نرگس در فسون آرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.