خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن عاشقانه و رندانه، از عشق و دیوانگی سخن میگوید و خود را به پای معشوق فدا میکند. او از بدنامی و رسوایی نمیهراسد و عقل و مصلحت را کنار میگذارد تا در میخانه عشق مستانه بگردد.
متن حاوی مفاهیم عاشقانه پیچیده، استعارههای عرفانی و نگرش رندانه به زندگی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رسوایی و مستی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۲۸ - به پیران سر به کوی عاشقی رندانه خواهم شد
به پیران سر به کوی عاشقی رندانه خواهم شد
به سودای پری رویی ز سر دیوانه خواهم شد ۱
چنین کاندر زبان خلقی گرفتندم به بیهوده
به شهر و کو به بدنامی دگر افسانه خواهم شد ۲
برو، ناصح، چه نرسانی مرا از طعنه مردم؟
صلاح از من چه می جویی که در می خانه خواهم شد ۳
به خاک پای او پیمان ببستم با سگ کویش
رود گر سر درین پیمان ازین پیمانه خواهم شد ۴
به دام زلفش افتادم ز دست خال و خط او
چو من مرغی چه دانستم که صید دانه خواهم شد ۵
به شهر امروز آن دلبر چو شد شهره به دلجویی
به عشقش داده دین و دل کنون مستانه خواهم شد ۶
به رسوایی و قلاشی چو خسرو آشنا گشتم
ز عقل و مصلحت آخر به کل بیگانه خواهم شد ۷
به سودای پری رویی ز سر دیوانه خواهم شد ۱
چنین کاندر زبان خلقی گرفتندم به بیهوده
به شهر و کو به بدنامی دگر افسانه خواهم شد ۲
برو، ناصح، چه نرسانی مرا از طعنه مردم؟
صلاح از من چه می جویی که در می خانه خواهم شد ۳
به خاک پای او پیمان ببستم با سگ کویش
رود گر سر درین پیمان ازین پیمانه خواهم شد ۴
به دام زلفش افتادم ز دست خال و خط او
چو من مرغی چه دانستم که صید دانه خواهم شد ۵
به شهر امروز آن دلبر چو شد شهره به دلجویی
به عشقش داده دین و دل کنون مستانه خواهم شد ۶
به رسوایی و قلاشی چو خسرو آشنا گشتم
ز عقل و مصلحت آخر به کل بیگانه خواهم شد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲۷ - چه پنداری که من از عاشقی بیگانه خواهم شد
گوهر بعدی:شماره ۴۲۹ - من از جور و جفای دلبران دیوانه خواهم شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.