خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و غزلگونه است که در آن شاعر از عشق و دلباختگی، رنجهای عشق، وصف معشوق و جفای او سخن میگوید. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند صبر، شکست، و ناامیدی دارد.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند رنج و جفا ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشد.
شماره ۴۰۰ - لطافت تو چنان در خیال ما بنشست
لطافت تو چنان در خیال ما بنشست
که تا به حشر نخواهد دل از کمند تو رست ۱
زبون چشم زبون گیر تو شدم، چه کنم؟
چه حیله سازد هشیار پیش مردم مست ۲
ز کشته پر شده شهر و کشنده پیدا نی
دهان تنگ تو پیدا شده ست، میری هست! ۳
مرا نگینه دل کز گزند ایمن بود
فتاد و سنگ جفای تو باز خورد و شکست ۴
شکسته طره تو از کجاست، از دل من؟
چنین بود، چو کند کس خرابه را دربست ۵
چرا پیاله خون می دهی مرا هردم
چنین که می رسد از جور چرخ دست به دست ۶
بیا چو آب خضر تا ببینیم در پای
بسان خاک که در پای آب گردد پست ۷
اگر ز خسروت آزار بود، تازه مکن
مکاو ریش کهن را چو سر بهم پیوست ۸
که تا به حشر نخواهد دل از کمند تو رست ۱
زبون چشم زبون گیر تو شدم، چه کنم؟
چه حیله سازد هشیار پیش مردم مست ۲
ز کشته پر شده شهر و کشنده پیدا نی
دهان تنگ تو پیدا شده ست، میری هست! ۳
مرا نگینه دل کز گزند ایمن بود
فتاد و سنگ جفای تو باز خورد و شکست ۴
شکسته طره تو از کجاست، از دل من؟
چنین بود، چو کند کس خرابه را دربست ۵
چرا پیاله خون می دهی مرا هردم
چنین که می رسد از جور چرخ دست به دست ۶
بیا چو آب خضر تا ببینیم در پای
بسان خاک که در پای آب گردد پست ۷
اگر ز خسروت آزار بود، تازه مکن
مکاو ریش کهن را چو سر بهم پیوست ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹۹ - دو اسپه پیک نظر می دوانم از چپ و راست
گوهر بعدی:شماره ۴۰۱ - بیا که دل بشد از انتظار آمدنت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.