خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق، فراق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از دوری معشوق و تأثیرات این دوری بر خود و دیگر عاشقان مینالد. همچنین، اشارهای به ناپایداری دنیا و نقش تقدیر در این فراق دارد. در پایان، شاعر به زاهدانی اشاره میکند که از رندی و عشق دوری میکنند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و انتقادی به زاهد نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۸۹ - یارب، چه شد کان ترک ما ترک محبان کرده است
یارب، چه شد کان ترک ما ترک محبان کرده است
آسودگان وصل را رنجور هجران کرده است ۱
گردون مگر آن یار را بر من دگر سان ساخته
با بخت بی سامانم از مهرش پشیمان کرده است ۲
غمگین مشو،ای دل،اگر در ششدری از نقش دوست
کین مهره باز آسمان اینها فراوان کرده است ۳
روزی گرم از دولت وصلش درونی شاد شد
روز فراق دوستان چون بیت احزان کرده است ۴
بر هر مژه عشاق را بشکفت نسرین سرشک
تا آن گل از اهل نظر رخسار پنهان کرده است ۵
در حلقه شوریدگان آشوب و غوغا می رود
گویا مگر هندوی من کاکل پریشان کرده است ۶
زاهد که دامن می کشد از رندی تو، خسروا
باری ندانم یک نفس سر در گریبان کرده است ۷
آسودگان وصل را رنجور هجران کرده است ۱
گردون مگر آن یار را بر من دگر سان ساخته
با بخت بی سامانم از مهرش پشیمان کرده است ۲
غمگین مشو،ای دل،اگر در ششدری از نقش دوست
کین مهره باز آسمان اینها فراوان کرده است ۳
روزی گرم از دولت وصلش درونی شاد شد
روز فراق دوستان چون بیت احزان کرده است ۴
بر هر مژه عشاق را بشکفت نسرین سرشک
تا آن گل از اهل نظر رخسار پنهان کرده است ۵
در حلقه شوریدگان آشوب و غوغا می رود
گویا مگر هندوی من کاکل پریشان کرده است ۶
زاهد که دامن می کشد از رندی تو، خسروا
باری ندانم یک نفس سر در گریبان کرده است ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸۸ - هر عاشقی که ترسد از طعنه و ملامت
گوهر بعدی:شماره ۳۹۰ - زلف مشکینش که گویی را به چوگان یافته ست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.