خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، با تصاویر زیبا و استعارههای غنی، به توصیف معشوق و احساسات شاعر نسبت به او میپردازد. شاعر از زیباییهای معشوق، تأثیر نگاه او، و عشق عمیق خود سخن میگوید و از دلخستگی و رنج عشق نیز یاد میکند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از استعارهها و اشارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۳۶۸ - گل ز رخساره تو بی آب است
گل ز رخساره تو بی آب است
مه ز نظاره تو بیتاب است ۱
مژه های کژ دلاویزت
کجه های دکان قصاب است ۲
با خیال تو مردم چشمم
گاه هم خانه گاه هم خواب است ۳
امشبی کامدی به خانه من
شمع را می کشم که مهتاب است ۴
گر گذاری ببوسم ابرویت
بهر تعظیم را که محراب است ۵
ای دل خسته، غرق خون از تو
همچو هسته میان عناب است ۶
غرق شد ز آشناییت خسرو
زانکش از دیده تا به لب آب است ۷
مه ز نظاره تو بیتاب است ۱
مژه های کژ دلاویزت
کجه های دکان قصاب است ۲
با خیال تو مردم چشمم
گاه هم خانه گاه هم خواب است ۳
امشبی کامدی به خانه من
شمع را می کشم که مهتاب است ۴
گر گذاری ببوسم ابرویت
بهر تعظیم را که محراب است ۵
ای دل خسته، غرق خون از تو
همچو هسته میان عناب است ۶
غرق شد ز آشناییت خسرو
زانکش از دیده تا به لب آب است ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶۷ - آنچه بر جان من ز غم رفته ست
گوهر بعدی:شماره ۳۶۹ - هر که روی تو دید جان دانست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.