هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی به بیان احساسات شاعر نسبت به معشوق میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند سرو و قبله، عشق خود را توصیف میکند و تأکید میکند که عشق واقعی با زهد و بتپرستی قابل جمع نیست. همچنین، شاعر از رنجهای عشق و زیردستی در برابر جور معشوق سخن میگوید و در نهایت، عشق را دیوانگی میداند نه مستی.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.
شماره ۳۶۲ - سرو را با قد تو هستی نیست
سرو را با قد تو هستی نیست
میلش الا به سوی پستی نیست ۱
در دهان و میانت می بینم
نیستی هست، لیک هستی نیست ۲
گاه گاهم به قبله بودی روی
تا تو در پیش من نشستی، نیست ۳
زهد با عشق در نیامیزد
بت پرستی خداپرستی نیست ۴
برگ صبری که پیش از اینم بود
سرو من تا تو برشکستی، نیست ۵
تا ترا دست جور بر سر ماست
کار ما جز که زیردستی نیست ۶
مستی گفتی ز عشق خسرو را
عشق دیوانگی ست، مستی نیست ۷
میلش الا به سوی پستی نیست ۱
در دهان و میانت می بینم
نیستی هست، لیک هستی نیست ۲
گاه گاهم به قبله بودی روی
تا تو در پیش من نشستی، نیست ۳
زهد با عشق در نیامیزد
بت پرستی خداپرستی نیست ۴
برگ صبری که پیش از اینم بود
سرو من تا تو برشکستی، نیست ۵
تا ترا دست جور بر سر ماست
کار ما جز که زیردستی نیست ۶
مستی گفتی ز عشق خسرو را
عشق دیوانگی ست، مستی نیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۸۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶۱ - روی نیکوی تو ز مه کم نیست
گوهر بعدی:شماره ۳۶۳ - یار ما دل ز دوستان برداشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.