خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از شوق و اشتیاق به معشوق و درد فراق سخن میگوید. شاعر بیان میکند که ترک دنیا آسان است، اما ترک دیدار معشوق ناممکن است. او از دلتنگی و بیقراری بدون یار مینالد و زیباییهای معشوق را با تصاویر شاعرانه توصیف میکند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و استفاده از استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم ممکن است برای خوانندگان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۳۴۷ - شوق توام باز گریبان گرفت
شوق توام باز گریبان گرفت
اشک دوان آمد و دامان گرفت ۱
سهل بود ترک دو عالم، ولی
ترک رخ و زلف تو نتوان گرفت ۲
جان منی، بی تو نفس چون زنم
زانکه مرا بی تو دل از جان گرفت ۳
هر که چنین فرصتی از دست داد
بس سر انگشت به دندان گرفت ۴
عارض او تا بدر آورد خط
خرده بسی بر مه تابان گرفت ۵
خال تو بر لعل لبت دست یافت
مورچه ای ملک سلیمان گرفت ۶
دل طلب کعبه روی تو کرد
حلقه آن زلف پریشان گرفت ۷
ما و می و طرف گلستان و یار
باد صبا طرف گلستان گرفت ۸
بی مه رخسار و شب زلف او
خاطرم از شمع شبستان گرفت ۹
خسرو بیدل ز دو عالم برست
وز دو جهان دامن جانان گرفت ۱۰
اشک دوان آمد و دامان گرفت ۱
سهل بود ترک دو عالم، ولی
ترک رخ و زلف تو نتوان گرفت ۲
جان منی، بی تو نفس چون زنم
زانکه مرا بی تو دل از جان گرفت ۳
هر که چنین فرصتی از دست داد
بس سر انگشت به دندان گرفت ۴
عارض او تا بدر آورد خط
خرده بسی بر مه تابان گرفت ۵
خال تو بر لعل لبت دست یافت
مورچه ای ملک سلیمان گرفت ۶
دل طلب کعبه روی تو کرد
حلقه آن زلف پریشان گرفت ۷
ما و می و طرف گلستان و یار
باد صبا طرف گلستان گرفت ۸
بی مه رخسار و شب زلف او
خاطرم از شمع شبستان گرفت ۹
خسرو بیدل ز دو عالم برست
وز دو جهان دامن جانان گرفت ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴۶ - هنوز آن که نشینیم با تو در سینه ست
گوهر بعدی:شماره ۳۴۸ - جان که چنین تب کش سودای تست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.