خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و از احساسات خود در این رابطه مینالد. او از سرو و نرگس و غنچه به عنوان نمادهای زیبایی یاد میکند و آرزو میکند که جانهای بیشتری داشت تا بتواند عشق خود را بیان کند. همچنین، او از غم و اندوه خود میگوید و اینکه حتی طبیعت نیز با او در این غم شریک است.
متن شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای ادبی ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی داشته باشد.
شماره ۲۷۷ - در چمن جان من سرو خرامان یکی ست
در چمن جان من سرو خرامان یکی ست
نرگس رعناش دو، غنچه خندان یکی ست ۱
گفت به غمزه لبش، جان ده و بوسی ستان
کاش دو صد جان بدی، وه که مرا جان یکی ست ۲
من ز غم گلرخی ژاله فشانم چو اشک
ابر درین واقعه با من گریان یکی ست ۳
طرف چمن می روی طعنه زنان سرو را
بیش خجالت مده، راه جوانان یکی ست ۴
خسرو دلخسته را بنده صورت نگر
چونکه به معنی رسی، بنده و سلطان یکی ست ۵
نرگس رعناش دو، غنچه خندان یکی ست ۱
گفت به غمزه لبش، جان ده و بوسی ستان
کاش دو صد جان بدی، وه که مرا جان یکی ست ۲
من ز غم گلرخی ژاله فشانم چو اشک
ابر درین واقعه با من گریان یکی ست ۳
طرف چمن می روی طعنه زنان سرو را
بیش خجالت مده، راه جوانان یکی ست ۴
خسرو دلخسته را بنده صورت نگر
چونکه به معنی رسی، بنده و سلطان یکی ست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۶ - نیست دلی کاندرو داغ جفای تو نیست
گوهر بعدی:شماره ۲۷۸ - آنکه مزاج دلش باز ندانم که چیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.