خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و شوق شدید، صبر و انتظار، و رسیدن به وصال معشوق سخن میگوید. همچنین، اشارهای به برتری عشق و عاشقی بر زهد و ریاکاری دارد و در نهایت، ارزش همنشینی با دوست را حتی در پایینترین مرتبهها برمیشمرد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به دانش ادبی و تجربهی زندگی بیشتری نیاز دارند.
شماره ۱۸۹ - باز جانا، آتش شوق تو در جان جا گرفت
باز جانا، آتش شوق تو در جان جا گرفت
خانه صبر از غمت سر تا به سر سودا گرفت ۱
سرو نازم رقص رقصان دی درآمد در سماع
حلقه حلقه عاشقان را جان و دل یغما گرفت ۲
آتش سینه اگر چه مدتی می سوخته ست
عاقبت شعله زد و از راه دل بالا گرفت ۳
من به نقد امروز با وصل بتانم در بهشت
زاهد بیچاره در دل وعده فردا گرفت ۴
هر محبی کو قدم در راه عشق از صدق زد
پیش محبوب او به آخر پایه اعلا گرفت ۵
دولت خسرو همین باشد که او در کوی دوست
با سگانش همنشین شد منصب والا گرفت ۶
خانه صبر از غمت سر تا به سر سودا گرفت ۱
سرو نازم رقص رقصان دی درآمد در سماع
حلقه حلقه عاشقان را جان و دل یغما گرفت ۲
آتش سینه اگر چه مدتی می سوخته ست
عاقبت شعله زد و از راه دل بالا گرفت ۳
من به نقد امروز با وصل بتانم در بهشت
زاهد بیچاره در دل وعده فردا گرفت ۴
هر محبی کو قدم در راه عشق از صدق زد
پیش محبوب او به آخر پایه اعلا گرفت ۵
دولت خسرو همین باشد که او در کوی دوست
با سگانش همنشین شد منصب والا گرفت ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۸ - سرو به دید آن قد و رعنایی ازان بالا گرفت
گوهر بعدی:شماره ۱۹۰ - آفت دین مسلمانی جز آن عیار نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.