خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به توصیف جشن نوروز و صحنههای شاد و طبیعتگرایانه آن میپردازد. در آن از عناصری مانند ساقی، جام صهبا، شاهد، صحرا، گلها (نرگس، لاله)، و مستی باغبان سخن به میان آمده است. شاعر با زیباییهای طبیعت و حالات انسانها در این جشن همراه میشود و در نهایت به دیوانگی خسرو اشاره میکند.
محتوا شامل مفاهیمی مانند مینوشی و مستی است که برای مخاطبان جوانتر ممکن است نامناسب باشد. همچنین، برخی از اشارات شعری نیاز به درک ادبی بالاتری دارد.
شماره ۱۸۴ - روز نوروزست و ساقی جام صهبا برگرفت
روز نوروزست و ساقی جام صهبا برگرفت
هر کسی با شاهد و می راه صحرا بر گرفت ۱
گرد ره بر چشم خود نرگس که دردش هم نکرد
خوبرویی را که پا بهر تماشا برگرفت ۲
سرو با خوبان خرامش کرد و نی می خواست، لیک
پا نکردش پا اگر چه بیشتر پا برگرفت ۳
هست صحرا چون کف دست و بر او لاله چو جام
خوش کف دستی که چندین جام صهبا برگرفت ۴
نرگس اندر پیش گل، گر جام می بر سر کشید
باغبانش مست و لایعقل از آنجا برگرفت ۵
لاله را سودای خامی بود، با صد شربت ابر
از دماغ لاله نتوانست سودا بر گرفت ۶
در چمن رفتم که نرگس چینم از پهلوی گل
چشم نتوانستم از روهای زیبا برگرفت ۷
کار با دیوانگی افتاد خسرو را، از آنک
سر ز می خوردن نخواهد ساقی ما برگرفت ۸
هر کسی با شاهد و می راه صحرا بر گرفت ۱
گرد ره بر چشم خود نرگس که دردش هم نکرد
خوبرویی را که پا بهر تماشا برگرفت ۲
سرو با خوبان خرامش کرد و نی می خواست، لیک
پا نکردش پا اگر چه بیشتر پا برگرفت ۳
هست صحرا چون کف دست و بر او لاله چو جام
خوش کف دستی که چندین جام صهبا برگرفت ۴
نرگس اندر پیش گل، گر جام می بر سر کشید
باغبانش مست و لایعقل از آنجا برگرفت ۵
لاله را سودای خامی بود، با صد شربت ابر
از دماغ لاله نتوانست سودا بر گرفت ۶
در چمن رفتم که نرگس چینم از پهلوی گل
چشم نتوانستم از روهای زیبا برگرفت ۷
کار با دیوانگی افتاد خسرو را، از آنک
سر ز می خوردن نخواهد ساقی ما برگرفت ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۳ - وقتی غباری زاستان بفرست سوی چاکرت
گوهر بعدی:شماره ۱۸۵ - شهسوارم آمد و از سینه جان را برگرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.