خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غزلگونه، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. او از زیباییهای معشوق مانند ابروی کج و زلفانش سخن میگوید و از عشق و دلباختگی خود مینالد. شاعر احساس میکند که عشق به معشوق جان او را میستاند و وجودش را میسوزاند.
متن شامل مفاهیم عاشقانه عمیق و استفاده از استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'بردن جان' و 'خون مینوشم' ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۱۷۴ - چشمم که بر روی تو فتاده ست
چشمم که بر روی تو فتاده ست
بر آفت خود نظر نهاده ست ۱
راهیست برای بردن جان
ابروی کجت میان گشاده ست ۲
خط تو درونه مرا سوخت
شک نیست کز آفتاب زاده ست ۳
زلفت سر و پا شکسته زانست
کز سرو بلند او فتاده ست ۴
انصاف من شکسته بستان
زان طره که داد ظلم داده ست ۵
گفتی ز لبم بنوش باده
خون می نوشم، چه جای باده ست ۶
خسرو ز تو بی قرار با تست
دل را چه کنم که خود مراد است ۷
بر آفت خود نظر نهاده ست ۱
راهیست برای بردن جان
ابروی کجت میان گشاده ست ۲
خط تو درونه مرا سوخت
شک نیست کز آفتاب زاده ست ۳
زلفت سر و پا شکسته زانست
کز سرو بلند او فتاده ست ۴
انصاف من شکسته بستان
زان طره که داد ظلم داده ست ۵
گفتی ز لبم بنوش باده
خون می نوشم، چه جای باده ست ۶
خسرو ز تو بی قرار با تست
دل را چه کنم که خود مراد است ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۳ - ما را دل زار مستمند است
گوهر بعدی:شماره ۱۷۵ - آنجاست دل من و هم آنجاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.