خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این متن از عشق و فراق یار میگوید و از درد هجران و یادآوری خاطرات عاشقانه مینالد. او از غمهای پنهان و آشکار، نگاههای معشوق و سخنان نغز او یاد میکند و با بیانی موسیقایی، رنجهای دلش را بازگو مینماید.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شماره ۱۶۵ - دلم زو شب حدیث ناز می گفت
دلم زو شب حدیث ناز می گفت
همی گفت آن حدیث و باز می گفت ۱
نمی آمد مرا خواب از غم دوست
ز هجران سرگذشتی باز می گفت ۲
خیال غمزه از پیکان دلدوز
پیام ترک تیرانداز می گفت ۳
نهان می مردم و می زیستم باز
که جان با من سخن زان ناز می گفت ۴
مرا می کشت یاد آن که روزی
به غمزه با من آن بت راز می گفت ۵
خوش آن مرغی که می آمد از آن باغ
کبوتر را سلام باز می گفت ۶
دل من مست بود و قصه دوست
گهی زانجام و گه ز آغاز می گفت ۷
ز زلفش عقل می نالید با چشم
جفای دزد با غماز می گفت ۸
چو چنگ غم زده در گریه خسرو
سرود عاشقان با ساز می گفت ۹
همی گفت آن حدیث و باز می گفت ۱
نمی آمد مرا خواب از غم دوست
ز هجران سرگذشتی باز می گفت ۲
خیال غمزه از پیکان دلدوز
پیام ترک تیرانداز می گفت ۳
نهان می مردم و می زیستم باز
که جان با من سخن زان ناز می گفت ۴
مرا می کشت یاد آن که روزی
به غمزه با من آن بت راز می گفت ۵
خوش آن مرغی که می آمد از آن باغ
کبوتر را سلام باز می گفت ۶
دل من مست بود و قصه دوست
گهی زانجام و گه ز آغاز می گفت ۷
ز زلفش عقل می نالید با چشم
جفای دزد با غماز می گفت ۸
چو چنگ غم زده در گریه خسرو
سرود عاشقان با ساز می گفت ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۴ - نگویم در تو عیبی، ای پسر، هست
گوهر بعدی:شماره ۱۶۶ - جفا کز وی برین جان زبون رفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.