خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر به زیبایی معشوق و تأثیرات عاطفی آن بر خود میپردازد. او از عناصر طبیعی مانند ماه، باد صبا، و خورشید برای توصیف معشوق استفاده میکند و احساسات عمیق خود را بیان میدارد.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای سنین پایین دشوار باشد.
شماره ۱۳۰ - جز صورت تو ماه سما را چه توان گفت
جز صورت تو ماه سما را چه توان گفت
جز طره تو دام بلا را چه توان گفت ۱
آن روی که داده ست خدایت صفت آن
هم خود تو بگو، بهر خدا را، چه توان گفت ۲
چون ماه نو انگشت نمایست دهانت
آن خاتم انگشت نما را چه توان گفت ۳
شد بسته زلفین تو خون در دل نافه
دلبستگی مشک خطا را چه توان گفت ۴
هر لحظه صبا بر سر گل بروزد از ناز
از کرده تو باد صبا را چه توان گفت ۵
شب اشک و دم سرد مرا دید خیالت
پس گفت که این باد هوا را چه توان گفت ۶
گر چشم مرا ابر گهربار توان خواند
خاک کف شمس الامرا را چه توان گفت ۷
جز طره تو دام بلا را چه توان گفت ۱
آن روی که داده ست خدایت صفت آن
هم خود تو بگو، بهر خدا را، چه توان گفت ۲
چون ماه نو انگشت نمایست دهانت
آن خاتم انگشت نما را چه توان گفت ۳
شد بسته زلفین تو خون در دل نافه
دلبستگی مشک خطا را چه توان گفت ۴
هر لحظه صبا بر سر گل بروزد از ناز
از کرده تو باد صبا را چه توان گفت ۵
شب اشک و دم سرد مرا دید خیالت
پس گفت که این باد هوا را چه توان گفت ۶
گر چشم مرا ابر گهربار توان خواند
خاک کف شمس الامرا را چه توان گفت ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۹ - تا بر سر بازار به مستی قدمش رفت
گوهر بعدی:شماره ۱۳۱ - بیچاره کسی کو به غم خوش پسران زیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.