خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی درباره عشق الهی و سلوک معنوی است. شاعر معراج حقیقی را نه سفر جسمانی، بلکه سیر روحانی میداند و عشق را همراه با درد و بلا توصیف میکند. در ادامه، از ضرورت ترک عقل و دیوانگی عاشقانه سخن میگوید و عشق حقیقی را فراتر از دوگانگیها میداند.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در متن برای درک و فهم نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۴۹ - خیز و رو آور به معراج یقین
خیز و رو آور به معراج یقین
بی براق و رفرف و روحالامین
نیستی معراج مردان خداست
نیست معراج حقیقت غیر از این
سرنوشت عاشقان یکسر بلاست
عشق شد با درد و با محنت قرین
در حقیقت جمع آب و آتش است
لاف عشق و آگهی از کفر و دین
دست زن بر دامن دیوانگی
دور کن از خویش عقل دوربین
دیده خودبین خدابین کی شود
گفتمت رمزی برو خود را مبین
دل در آن چاه زنخدان پا نهاد
شد فلاطون محبت خمنشین
عاشق آن باشد که نشناسد ز هم
جنگ و صلح و لطف و قهر و مهر و کین
بی تو باشد عاشقان را صبح و شام
ناله جانسوز و آه آتشین
بی براق و رفرف و روحالامین
نیستی معراج مردان خداست
نیست معراج حقیقت غیر از این
سرنوشت عاشقان یکسر بلاست
عشق شد با درد و با محنت قرین
در حقیقت جمع آب و آتش است
لاف عشق و آگهی از کفر و دین
دست زن بر دامن دیوانگی
دور کن از خویش عقل دوربین
دیده خودبین خدابین کی شود
گفتمت رمزی برو خود را مبین
دل در آن چاه زنخدان پا نهاد
شد فلاطون محبت خمنشین
عاشق آن باشد که نشناسد ز هم
جنگ و صلح و لطف و قهر و مهر و کین
بی تو باشد عاشقان را صبح و شام
ناله جانسوز و آه آتشین
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۸ - گفتگوی زاهد از علم است و ظن
گوهر بعدی:غزل ۵۰ - ز خود گذشتم و گشتم ز پای تا سر او
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.