خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که بر اهمیت شناخت حقیقت، عشق و فداکاری در راه آن تأکید دارد. شاعر از مجاز و ظاهرگرایی دوری میجوید و عشق حقیقی را با تمام دردها و سختیهایش میستاید. همچنین، بر ارزش وقت و زندگی در لحظه و رسیدن به وحدت و وصال با معشوق اشاره میکند.
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند فداکاری در عشق و پذیرش درد ممکن است برای گروههای سنی پایین نامفهوم یا سنگین باشد.
غزل ۳۶ - هرکه آئین حقیقت نشناسد ز مجاز
هرکه آئین حقیقت نشناسد ز مجاز
در سراپرده رندان نشود محرم راز
یا که بیهوده مران نام محبت به زبان
یا چو پروانه بسوز از غم و با درد بساز
مگذارید قدم بیهده در وادی عشق
کاندر این مرحله بسیار نشیب است و فراز
آنقدر حلقه زنم بر در میخانه عشق
تا کند صاحب میخانه به رویم در باز
دم غنیمت بود ای دوست در این دم زیرا
آنچه از عمر ز کف رفت دگر ناید باز
هرکه شد معتکف اندر حرم کعبه دل
حاش لله که شود معتکف کوی مجاز
بهتر از جنت و حور است همانا وحدت
وصل دلدار و لب جوی و می و نغمه ساز
در سراپرده رندان نشود محرم راز
یا که بیهوده مران نام محبت به زبان
یا چو پروانه بسوز از غم و با درد بساز
مگذارید قدم بیهده در وادی عشق
کاندر این مرحله بسیار نشیب است و فراز
آنقدر حلقه زنم بر در میخانه عشق
تا کند صاحب میخانه به رویم در باز
دم غنیمت بود ای دوست در این دم زیرا
آنچه از عمر ز کف رفت دگر ناید باز
هرکه شد معتکف اندر حرم کعبه دل
حاش لله که شود معتکف کوی مجاز
بهتر از جنت و حور است همانا وحدت
وصل دلدار و لب جوی و می و نغمه ساز
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۵ - مگر شد سینهام شب وادی طور
گوهر بعدی:غزل ۳۷ - زاهد خودپرست کو تا که ز خود رهانمش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.