خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن شعری است که به مناسبت عید نوشته شده و از عناصری مانند صبح عید، ساقی، شراب، و موسیقی استفاده کرده است. شاعر از زیبایی صبح عید و نقش ساقی در شادیبخشی سخن میگوید و از مطرب میخواهد تا با نواختن چنگ، فضای شادتری ایجاد کند.
اشاره به مصرف شراب و میگساری در متن وجود دارد که برای مخاطبان زیر 18 سال مناسب نیست.
شماره ۱۰۵ - بگشاد صبح عید ز رخ چون نقاب را
بگشاد صبح عید ز رخ چون نقاب را
بنمود ساقی آن رخ چون آفتاب را ۱
اینک رسید وقت که مردان آب کار
گردان کنند هر طرفی کار آب را ۲
ساقی، ازان دو چشم که در بند خفتن است
صد چشم بندی است که آموخت خواب را ۳
عید مبارک آمد و از بهر دوستان
ساقی نکرد شیشه پر و زد گلاب را ۴
مطرب به پرده ای که تو داری بگو به چنگ
کای پیر کوژپشت چه کردی شراب را؟ ۵
بنمود ساقی آن رخ چون آفتاب را ۱
اینک رسید وقت که مردان آب کار
گردان کنند هر طرفی کار آب را ۲
ساقی، ازان دو چشم که در بند خفتن است
صد چشم بندی است که آموخت خواب را ۳
عید مبارک آمد و از بهر دوستان
ساقی نکرد شیشه پر و زد گلاب را ۴
مطرب به پرده ای که تو داری بگو به چنگ
کای پیر کوژپشت چه کردی شراب را؟ ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۴ - اشکم برون می افگند راز از درون پرده را
گوهر بعدی:شماره ۱۰۶ - شبی دیدم چو مه بر بام او را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.