خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، بیانگر درد عشق و محرومیت است. شاعر از بیزبانی و رنجهای عشق شکایت میکند و از طوفانهای بلایی که هر قطرهای از عشق به پا میکند سخن میگوید. همچنین، اشارهای به سیاستهای سخت و ناعادلانه دارد و از سوختن جانها در آتش عشق و نامهربانیها مینالد. در نهایت، شاعر از امید به دیدار معشوق و رهایی از این رنجها سخن میگوید.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و رنجهای عاطفی است که درک آن برای نوجوانان کمسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و عرفانی موجود در شعر نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۹۴ - جان به خاموشی برآمد بی زبانی چند را
جان به خاموشی برآمد بی زبانی چند را
گه گهی می کن نوازش، میهمانی چند را ۱
دی چو بیرون آمدی خوی کرده رو، هر قطره ای
گشت طوفان بلای خان و مانی چند را ۲
گر زنی شمشیر از غمزه تو ای سلطان حسن
این سیاست سخت تر پیر و جوانی چند را ۳
من ز تو محروم و خلقی در گمان این هم خوش است
باد یارب، روز نیکو بدگمانی چند را ۴
دیگ وصل کس نپختی، ورنه هر دم وصل تو
آتشی بر کرد و هیزم کرد جانی چند را ۵
چند طعنه عاقلان را، یک زمان بیرون خرام
سوخته چون می کنی نامهربانی چند را ۶
یک یک اندر کوی تو بی داغ آه من نماند
وه که آخر چند سوزم بی زبانی چند را ۷
گر نگردد خاک در کویت چه کار آید تنم؟
بهر این پروردم آخر استخوانی چند مرا ۸
صد چو خسرو می کند جان پیشت آخر خنده ای
زانکه شد هنگام یاسین ناتوانی چند را ۹
گه گهی می کن نوازش، میهمانی چند را ۱
دی چو بیرون آمدی خوی کرده رو، هر قطره ای
گشت طوفان بلای خان و مانی چند را ۲
گر زنی شمشیر از غمزه تو ای سلطان حسن
این سیاست سخت تر پیر و جوانی چند را ۳
من ز تو محروم و خلقی در گمان این هم خوش است
باد یارب، روز نیکو بدگمانی چند را ۴
دیگ وصل کس نپختی، ورنه هر دم وصل تو
آتشی بر کرد و هیزم کرد جانی چند را ۵
چند طعنه عاقلان را، یک زمان بیرون خرام
سوخته چون می کنی نامهربانی چند را ۶
یک یک اندر کوی تو بی داغ آه من نماند
وه که آخر چند سوزم بی زبانی چند را ۷
گر نگردد خاک در کویت چه کار آید تنم؟
بهر این پروردم آخر استخوانی چند مرا ۸
صد چو خسرو می کند جان پیشت آخر خنده ای
زانکه شد هنگام یاسین ناتوانی چند را ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۳ - دلبرا، عمریست تا من دوست می دارم ترا
گوهر بعدی:شماره ۹۵ - شب به روز آمد بسی کز دل نهادی یاد را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.