خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به زیباییهای معشوق و درد عشق اشاره دارد. شاعر از عشق بیپاسخ و رنجهای ناشی از آن میگوید و با استفاده از استعارههایی مانند «بت پرست» و «کعبه»، به مفاهیم عمیق عرفانی نیز پرداخته است.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و اشارات عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارند.
شماره ۸۸ - یا رب، که داد آینه آن بت پرست را
یا رب، که داد آینه آن بت پرست را
کو دید حسن خویش و زما برد دست را ۱
خون می خورد، به سینه درون می رود،بلاست
یارب، که راه می دهد آن ترک مست را ۲
دیوانه بتان نکند رو به کعبه، زانک
تعظیم کعبه کفر بود بت پرست را ۳
جانا، نرفتنی ست چو دلها ز زلف تو
چندین گره چه می زنی آن زلف شست را ۴
مخرام ازین نمط که به شهر از خرامشت
بر جا نماند یک قدم اهل نشست را ۵
چندین چه غمزه می زنی از بهر کشتنم
صید تو زنده نیست مکن رنجه شست را ۶
خسرو چو جان نیافت به عشق تو مرد نیست
زین ره به خون دیده چه شویی تو دست را ۷
کو دید حسن خویش و زما برد دست را ۱
خون می خورد، به سینه درون می رود،بلاست
یارب، که راه می دهد آن ترک مست را ۲
دیوانه بتان نکند رو به کعبه، زانک
تعظیم کعبه کفر بود بت پرست را ۳
جانا، نرفتنی ست چو دلها ز زلف تو
چندین گره چه می زنی آن زلف شست را ۴
مخرام ازین نمط که به شهر از خرامشت
بر جا نماند یک قدم اهل نشست را ۵
چندین چه غمزه می زنی از بهر کشتنم
صید تو زنده نیست مکن رنجه شست را ۶
خسرو چو جان نیافت به عشق تو مرد نیست
زین ره به خون دیده چه شویی تو دست را ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۷ - نازکیی که دیده ام آن رخ همچو لاله را
گوهر بعدی:شماره ۸۹ - وقتی اندر سر کویی گذری بود مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.