خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر درد و رنج عشق، بیوفایی معشوق، و ستایش از عشق و مستی است. شاعر از معشوق میخواهد که با وجود بیمهریاش، او را رها نکند و به عشق وفادار بماند. همچنین، او از نازکی دستان معشوق و قدرت عشق سخن میگوید و در نهایت، عشق را فراتر از عقل و پند میداند.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، استفاده از استعارههای پیچیده، و اشاره به مفاهیمی مانند مستی و بیوفایی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا نامناسب باشد. این شعر برای درک کامل، نیاز به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری دارد.
شماره ۴۱ - جان بر لب است عاشق بخت آزمای را
جان بر لب است عاشق بخت آزمای را
دستورییی به خنده لب جانفزای را ۱
خون مرا بریز و زخونابه وا رهان
خیریست، این بکن ز برای خدای را ۲
گفتی به مهر و مه نگر و ترک من بگوی
این رو که داد مهر و مه خودنمای را؟ ۳
زان شوخ چون وفا طلبم من که بر درش
هرگز ز ننگ می نگرد این گدای را ۴
واگشتی، ای صبا، چو بر آن کوی بگذری
آسیب بر چه می زنی آن بوسه جای را ۵
مطرب، بزن رهی و مبین زهد من، از آنک
بر سبحه منست شرف چنگ و نای را ۶
نازک مگوی ساعد خوبان که خرد کرد
چندین هزار بازوی زورآزمای را ۷
ای دوست، عشق چون همه چشم است و گوش نیست
چه جای پند خسرو شوریده رای را ۸
دستورییی به خنده لب جانفزای را ۱
خون مرا بریز و زخونابه وا رهان
خیریست، این بکن ز برای خدای را ۲
گفتی به مهر و مه نگر و ترک من بگوی
این رو که داد مهر و مه خودنمای را؟ ۳
زان شوخ چون وفا طلبم من که بر درش
هرگز ز ننگ می نگرد این گدای را ۴
واگشتی، ای صبا، چو بر آن کوی بگذری
آسیب بر چه می زنی آن بوسه جای را ۵
مطرب، بزن رهی و مبین زهد من، از آنک
بر سبحه منست شرف چنگ و نای را ۶
نازک مگوی ساعد خوبان که خرد کرد
چندین هزار بازوی زورآزمای را ۷
ای دوست، عشق چون همه چشم است و گوش نیست
چه جای پند خسرو شوریده رای را ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰ - دیدم بسی زمانه مردآزمای را
گوهر بعدی:شماره ۴۲ - هنگام آشتی ست بت خشمناک را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.