خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد درونی و غم عشق نافرجام خود میگوید. او احساس میکند که معشوق به رغم فداکاریهایش، به او توجهی ندارد و دیگران نیز هرچند ادعای عشق و وفا دارند، اما مانند او صادق نیستند. در نهایت، شاعر به درگاه خداوند شکوه میکند که نالههایش بیپاسخ مانده است.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و غمانگیز است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابلدرک نباشد.
شماره ۲۶ - وه که سوز درونم خبری نیست ترا
وه که سوز درونم خبری نیست ترا
در غمت مردم و با من نظری نیست ترا ۱
بر سر کوی تو فریاد که از راه وفا
خاک ره گشتم و بر من گذری نیست ترا ۲
دارم آن سر که سرم در سر و کار تو شود
با من دلشده هر چند سری نیست ترا ۳
دیگران گر چه دم از مهر و وفای تو زنند
به وفای تو که چون من دگری نیست ترا ۴
خسروا، ناله و فریاد به جایی نرسد
یارب، این گریه خونین اثری نیست ترا ۵
در غمت مردم و با من نظری نیست ترا ۱
بر سر کوی تو فریاد که از راه وفا
خاک ره گشتم و بر من گذری نیست ترا ۲
دارم آن سر که سرم در سر و کار تو شود
با من دلشده هر چند سری نیست ترا ۳
دیگران گر چه دم از مهر و وفای تو زنند
به وفای تو که چون من دگری نیست ترا ۴
خسروا، ناله و فریاد به جایی نرسد
یارب، این گریه خونین اثری نیست ترا ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵ - ای شده ماه نما دیده بدخوی مرا
گوهر بعدی:شماره ۲۷ - خبرت هست که از خویش خبر نیست مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.