خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق و جهان اطراف است. شاعر از زیبایی‌های طبیعت و معشوق سخن می‌گوید، اما در عین حال از درد فراق و ناپایداری زندگی نیز شکوه می‌کند. او از نگاه معشوق، رشک می‌برد و از بی‌وفایی جهان گلایه می‌کند. در نهایت، شاعر به دنبال آرامش و رحمت است، اما آن را در جهان سنگدل نمی‌یابد.

متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از واژگان و عبارات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم یا سنگین باشد.

مشاهده کامل

شماره ۲ - صد هزاران آفرین جان آفرین پاک را

صد هزاران آفرین جان آفرین پاک را
کافرید از آب و گل سروی چو تو چالاک را ۱

تلخ می گویی و من می بینمت از دور و بس
زهر کی آید فرو، گر ننگرم تریاک را ۲

غنچه دل ته به ته بی گلرخان خونست از آنک
بوستان زندان نماید، مردم غمناک را ۳

چون ترا بینم، هم از چشم خودم در رشک، از آنک
بوستان زندان نماید، مردم غمناک را ۴

چون ترا بینم، هم از چشم خودم در رشک، از آنک
کرد تردامن رخت این چشمهای پاک را ۵

گر به کویت خاک گردم نیست غم، لیکن غم است
کز سر کویت بخواهد باد برد این خاک را ۶

شهسوارا، عیب فتراک است صید چون منی
گاه بستن عذرخواهی کن ز من فتراک را ۷

چون دلم زو چاک شد، ای پندگو، راضی نیم
از رگ جان خود اردوزی در این دل چاک را ۸

چشمه عمرست و خلقی در پیش، حیفی قویست
آشنایی با چنان دریا، چنین خاشاک را ۹

ناله جانسوز خسرو کو به دلها شعله زد
رحمتی ناموخت آن سنگین دل ناباک را ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱ - ابر می بارد و من می شوم از یار جدا
گوهر بعدی:شماره ۳ - مرا دردیست اندر دل که درمان نیستش یارا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.