خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از درد فراق و غم عشق سخن میگوید. شاعر از باد صبا، غصههای دل، و یاد یار قدیمی مینالد. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند سحر، عذاب الیم، و زنده شدن مردگان با شراب دارد که نشاندهندهی جنبههای عرفانی و نمادین شعر است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات نمادین (مانند نوشیدن شراب) نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۲۹ - علی صدغ لیلی تهب النسیم
علی صدغ لیلی تهب النسیم
از این غصه دل اوفتاده دو نیم
هر آنکس که چشم ترا دید و گفت
الا ان هذا لسحر عظیم
رقیبش بما بر سر خشم بود
قنا ربنا ذالعذاب الالیم
بهاران شد و میدمد گل ز شاخ
فدعنی و کاساً رحیقاً ندیم
چو مردم بخاکم فشانید می
لیحیی المرام العظام الرمیم
فتاده است اسرار شورم بسر
بذکری لسملی و عهد قدیم
از این غصه دل اوفتاده دو نیم
هر آنکس که چشم ترا دید و گفت
الا ان هذا لسحر عظیم
رقیبش بما بر سر خشم بود
قنا ربنا ذالعذاب الالیم
بهاران شد و میدمد گل ز شاخ
فدعنی و کاساً رحیقاً ندیم
چو مردم بخاکم فشانید می
لیحیی المرام العظام الرمیم
فتاده است اسرار شورم بسر
بذکری لسملی و عهد قدیم
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۸ - ترا چون مهر با غیر است و اسرار نهانی هم
گوهر بعدی:غزل ۱۳۰ - شد وقت آنکه باز هوای چمن کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.