خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن به ستایش معشوق و بیان عشق و نیاز خود به او میپردازد. او از محبوب خود به عنوان پادشاه و پناهگاه یاد میکند و زیباییهای او را با عناصر طبیعت مانند سرو و ماه مقایسه میکند. شاعر امیدوار است که با دعا و نیایش به وصال معشوق برسد.
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای ادبی نیاز به درک نسبی از ادبیات فارسی دارد.
غزل ۷۶ - به محفلی که تو ای چون منی که راه دهد
به محفلی که تو ای چون منی که راه دهد
که عرض حال گدا پیش پادشاه دهد
ز خلق بر درت ای شه پناه آوردم
اگر تو نیز برانی که ام پناه دهد
فتاده باز بشوخی و شی سر و کارم
که ملک عقل بیغما ز یک نگاه دهد
که نزد قامت او دم زند ز سرو چمن
که پیش طلعت او شرح حسن ماه دهد
حدیث زلف و رخش پیشه کن که دولت وصل
دعای نیم شب و ورد صبحگاه دهد
ببارگاه جلالت که نیست باد صبا
که بر تو عرضهٔ اسرار داد خواه دهد
که عرض حال گدا پیش پادشاه دهد
ز خلق بر درت ای شه پناه آوردم
اگر تو نیز برانی که ام پناه دهد
فتاده باز بشوخی و شی سر و کارم
که ملک عقل بیغما ز یک نگاه دهد
که نزد قامت او دم زند ز سرو چمن
که پیش طلعت او شرح حسن ماه دهد
حدیث زلف و رخش پیشه کن که دولت وصل
دعای نیم شب و ورد صبحگاه دهد
ببارگاه جلالت که نیست باد صبا
که بر تو عرضهٔ اسرار داد خواه دهد
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۵ - گر راندیم ز بزم و شدی همنشین غیر
گوهر بعدی:غزل ۷۷ - زمین خوردازمیش دُردی چوچشمش پرخماری شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.