خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، بیانگر اندوه و رنج دوری از یار و دیار است. شاعر توصیه میکند که برای درک ارزش وصال یار، باید صبر پیشه کرد و از خودگذشتگی نشان داد. همچنین، تأکید بر حفظ اسرار عشق و پرهیز از افشای آن دارد تا مبادا به سرنوشتی مانند منصور حلاج دچار شود.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند از خودگذشتگی و حفظ اسرار ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۵۰ - ای دل نخوری محنت و اندوه که چندت
ای دل نخوری محنت و اندوه که چندت
از یار و دیار ار ببریدند برندت
تا قدر شب قدر وصالش نشناسی
در تاری از آن طره فکندند به بندت
هر چیز که بینی ز زمانی و زمینی
تا مثل شوندت ز قفا جمله دوندت
آن شاهد نغزی که بهر پوست چو مغزی
ای نطق نلغزد بدوئی پای سمندت
در جمله ببین دلبر و آن جمله ببین خود
از خود بگذر تا که بخود راه دهندت
خاموش شو اسرار مگو سرّ محبت
ورنه بسوی دار چو منصور برندت
از یار و دیار ار ببریدند برندت
تا قدر شب قدر وصالش نشناسی
در تاری از آن طره فکندند به بندت
هر چیز که بینی ز زمانی و زمینی
تا مثل شوندت ز قفا جمله دوندت
آن شاهد نغزی که بهر پوست چو مغزی
ای نطق نلغزد بدوئی پای سمندت
در جمله ببین دلبر و آن جمله ببین خود
از خود بگذر تا که بخود راه دهندت
خاموش شو اسرار مگو سرّ محبت
ورنه بسوی دار چو منصور برندت
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۹ - دل و دین بتی نامسلمان گرفت
گوهر بعدی:غزل ۵۱ - گل آمد بلبلان را این پیام است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.