خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی از حافظ، به ستایش معشوق و عشق الهی میپردازد. شاعر با تصاویر زیبا مانند رقص آسمانها و مرغان ترانهسنج، عظمت و جذبهی معشوق را توصیف میکند. در ادامه، از گذر از دنیای مجاز و رسیدن به حقیقت درون سخن میگوید و اشاره میکند که اسرار هستی برای عقل عیان نمیشود.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل شعر نیاز به آشنایی با ادبیات عرفانی فارسی دارد.
غزل ۸ - ای نام خوش تو بر زبان ها
ای نام خوش تو بر زبان ها
وی یاد تو زینت بیانها
از مهر رخت چو ذره هستند
در رقص و سماع آسمانها
مرغان ترانه سنج خوانند
وصف رخ تو به بوستانها
اندر ره عشق بی سرانجام
دریاهائی است بیکرانها
ای دل بشتاب زانکه رفتند
زین کاخ مجاز کاروانها
از سروری جهان گذر کن
در باطن خود ببین جهانها
سردهنت نیافت اسرار
هر قدر شدش عیان نهانها
وی یاد تو زینت بیانها
از مهر رخت چو ذره هستند
در رقص و سماع آسمانها
مرغان ترانه سنج خوانند
وصف رخ تو به بوستانها
اندر ره عشق بی سرانجام
دریاهائی است بیکرانها
ای دل بشتاب زانکه رفتند
زین کاخ مجاز کاروانها
از سروری جهان گذر کن
در باطن خود ببین جهانها
سردهنت نیافت اسرار
هر قدر شدش عیان نهانها
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷ - گرفته سبزه و گل روی صحرا
گوهر بعدی:غزل ۹ - تا جان بتن آید بیا احوالپرس این خسته را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.