خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به بیان تفکرات فلسفی و عرفانی درباره محدودیتهای انسان در برابر تقدیر و جهان هستی میپردازد. شاعر از ناتوانی انسان در تغییر سرنوشت و اسارت در دلبستگیهای دنیوی سخن میگوید و در عین حال، به زیباییهای ساده و رهایی از قید و بندها اشاره میکند.
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در متن برای درک و تجزیهوتحلیل، به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۶۳۱ - به فکر از عقده افلاک نتوان کرد سر بیرون
به فکر از عقده افلاک نتوان کرد سر بیرون
چرا در بیضه آرد مرغ زیرک بال و پر بیرون؟ ۱
چو ملک دلنشین نیستی ملکی نمی باشد
که از دلبستگی ز آنجا نمی آید خبر بیرون ۲
ز فرش بوریا گردید خواب تلخ من شیرین
ز بندیخانه نی صاف می آید شکر بیرون ۳
چرا در بیضه آرد مرغ زیرک بال و پر بیرون؟ ۱
چو ملک دلنشین نیستی ملکی نمی باشد
که از دلبستگی ز آنجا نمی آید خبر بیرون ۲
ز فرش بوریا گردید خواب تلخ من شیرین
ز بندیخانه نی صاف می آید شکر بیرون ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۳۰ - نمی آیی، نمی خوانی، نمی جویی خبر از من
گوهر بعدی:شماره ۶۳۲ - راز عشق از دل بی تاب نیاید بیرون
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.