خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از عشق میخواهد تا با حضور خود، دردها و رنجهایش را التیام بخشد و او را از غم و افسردگی نجات دهد. او با اشاره به داستان یوسف، از عشق میخواهد تا همانند یوسف، خود را به چاه افکند تا به سرانجامی نیکو برسد.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و اشاره به مفاهیم فلسفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
شماره ۶۲۹ - بیا ای عشق جان پای در گل را به راه افکن
بیا ای عشق جان پای در گل را به راه افکن
ز آه سردی آتش در دلم چون صبحگاه افکن ۱
رگ خواب است از افسردگی ها رشته اشکم
به هویی این گرانخوابان غفلت را به راه افکن ۲
ندارد راهی از افتادگی نزدیکتر دولت
چو یوسف خویش را در منزل اول به چاه افکن ۳
ز آه سردی آتش در دلم چون صبحگاه افکن ۱
رگ خواب است از افسردگی ها رشته اشکم
به هویی این گرانخوابان غفلت را به راه افکن ۲
ندارد راهی از افتادگی نزدیکتر دولت
چو یوسف خویش را در منزل اول به چاه افکن ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۲۸ - به تنهایی گل از وصل گلستان می توان چیدن
گوهر بعدی:شماره ۶۳۰ - نمی آیی، نمی خوانی، نمی جویی خبر از من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.