خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از احساس تنهایی و عشق عمیق خود به لیلی میگوید و از درد و رنجی که متحمل شده است سخن میراند. اشکهای او نام لیلی را نقش میبندد و طاقتفرسایی این درد را با خاری در مشت و کبودی دریا از سیلی خاشاک مقایسه میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۶۲۲ - نیست غیری در حریم دیده نمناک من
نیست غیری در حریم دیده نمناک من
نام لیلی نقش می بندد ز اشک پاک من ۱
اینقدر بی طاقتی در مشت خاری بوده است؟
روی دریا شد کبود از سیلی خاشاک من ۲
نام لیلی نقش می بندد ز اشک پاک من ۱
اینقدر بی طاقتی در مشت خاری بوده است؟
روی دریا شد کبود از سیلی خاشاک من ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۲۱ - خیره گردد دیده صبح از جلای داغ من
گوهر بعدی:شماره ۶۲۳ - منقلب گشته است از دور فلک احوال من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.