خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این بیتها از عشق ناتمام خود میگوید که مانند آفتاب قیامت، ناپختگی او را افزایش داده است. او اشاره میکند که کمال مانند ماه نو، بوتهی گداز او شده و ناتمامی او از تمامیتش ارزشمندتر است.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده مانند 'آفتاب قیامت' و 'بوته گدازم' نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۹۷ - یکی هزار شد از عشق ناتمامی من
یکی هزار شد از عشق ناتمامی من
ز آفتاب قیامت فزود خامی من ۱
کمال چون مه نو بوته گدازم شد
به از تمامی من بود ناتمامی من ۲
ز آفتاب قیامت فزود خامی من ۱
کمال چون مه نو بوته گدازم شد
به از تمامی من بود ناتمامی من ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۹۶ - به هرزه ناله و فریاد ای سپند مکن
گوهر بعدی:شماره ۵۹۸ - ختم است بر خرام تو راه نظر زدن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.