خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از عشق میخواهد تا با حضور خود، دردها و رنجهایش را التیام بخشد و او را از غم و افسردگی نجات دهد. او از عشق میخواهد تا مانند یوسف، خود را به چاه افکند تا به مقام والایی برسد.
متن دارای مضامین عرفانی و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده مانند یوسف و چاه، نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۵۸ - بیا ای عشق جان پای در گل را به راه افکن
بیا ای عشق جان پای در گل را به راه افکن
ز آه سردی آتش در دلم چون صبحگاه افکن ۱
رگ خواب است از افسردگی ها رشته اشکم
به هویی این گرانخوابان غفلت را به راه افکن ۲
ندارد راهی از افتادگی نزدیکتر دولت
چو یوسف خویش را در منزل اول به چاه افکن ۳
ز آه سردی آتش در دلم چون صبحگاه افکن ۱
رگ خواب است از افسردگی ها رشته اشکم
به هویی این گرانخوابان غفلت را به راه افکن ۲
ندارد راهی از افتادگی نزدیکتر دولت
چو یوسف خویش را در منزل اول به چاه افکن ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۵۷ - به تنهایی گل از وصل گلستان می توان چیدن
گوهر بعدی:شماره ۵۵۹ - نمی آیی، نمی خوانی، نمی جویی خبر از من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.