خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از استعارههای زیبا و تصاویر شاعرانه برای بیان مفاهیمی مانند عشق، طبیعت، و زندگی استفاده میکند. شاعر از زبان شانه، گیسوی پریشان، گل و بلبل برای انتقال احساسات خود بهره میبرد و به موضوعاتی مانند فرصتهای زندگی، عشق سودایی و گذر عمر اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق و استعارههای شاعرانه است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند عشق سودایی و گذر عمر برای نوجوانان کمسنوسال ممکن است نامفهوم یا غیرجذاب باشد.
شماره ۵۵۴ - زبان شانه را از حرف زلفش کی توان بستن؟
زبان شانه را از حرف زلفش کی توان بستن؟
پریشان گوی را نتوان ز غمازی زبان بستن ۱
کسی تا چند ریزد خار در چشم تماشایی؟
خدا فرصت دهد، خواهیم نخل باغبان بستن ۲
ز پرکاری نظر می پوشد از عشاق سودایی
دکان داری است در جوش خریداران دکان بستن ۳
غنیمت می شمارم صحبت گل، نیستم بلبل
که عمرم بگذرد ایام گل در آشیان بستن ۴
پریشان گوی را نتوان ز غمازی زبان بستن ۱
کسی تا چند ریزد خار در چشم تماشایی؟
خدا فرصت دهد، خواهیم نخل باغبان بستن ۲
ز پرکاری نظر می پوشد از عشاق سودایی
دکان داری است در جوش خریداران دکان بستن ۳
غنیمت می شمارم صحبت گل، نیستم بلبل
که عمرم بگذرد ایام گل در آشیان بستن ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۵۳ - خون ز چشم عاشقان بیگناه آمد برون
گوهر بعدی:شماره ۵۵۵ - ز رخسار تو خونها در دل گل می توان کردن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.