خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از عشق عمیق خود به لیلی می‌گوید که اشک‌هایش نام او را برجا می‌گذارد. او از بی‌طاقتی و رنج خود سخن می‌گوید که حتی خاشاک‌هایش نیز دریا را کبود کرده‌اند.

مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.

مشاهده کامل

شماره ۵۵۱ - نیست غیری در حریم دیده نمناک من

نیست غیری در حریم دیده نمناک من
نام لیلی نقش می بندد ز اشک پاک من ۱

اینقدر بی طاقتی در مشت خاری بوده است؟
روی دریا شد کبود از سیلی خاشاک من ۲
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) قالب: غزل/قصیده/قطعه تعداد ابیات: ۲ ۳۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۵۰ - خیره گردد دیده صبح از جلای داغ من
گوهر بعدی:شماره ۵۵۲ - منقلب گشته است از دور فلک احوال من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.