خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن بیان میکند که دل به ناز و نعمتهای دنیوی نمیبندد و مانند مرغی نیست که در این جهان آشیانه بسازد. او از رازهای مردم آگاه است و میترسد که اسرار را با دل شب در میان بگذارد. همچنین، خود را خاکی میداند که هدف تیرهای عالم است و نه مانند گردون که با همه در کشمکش باشد.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۵۳۲ - حاشا که دل به ناز و نعیم جهان نهم
حاشا که دل به ناز و نعیم جهان نهم
مرغی نیم که بیضه درین آشیان نهم ۱
چون صبح بس که پرده دری دیده ام ز خلق
ترسم که راز با دل شب در میان نهم ۲
خاکم که سینه ام هدف تیر عالم است
گردون نیم که با همه کس در کمان نهم ۳
مرغی نیم که بیضه درین آشیان نهم ۱
چون صبح بس که پرده دری دیده ام ز خلق
ترسم که راز با دل شب در میان نهم ۲
خاکم که سینه ام هدف تیر عالم است
گردون نیم که با همه کس در کمان نهم ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۳۱ - دل را به زلف حسن شمایل نمی دهم
گوهر بعدی:شماره ۵۳۳ - از شرم عشق دیده خونبار بسته ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.