شاعر در این متن از استقامت و پایداری خود سخن میگوید و خود را مانند فرهاد، اسطوره عشق و ایثار، میداند که با تیشهاش کوه را میشکافد. او از سختیهای زندگی و بخت ناسازگار خود مینالد و احساس میکند که مانند نمک در آب حل شده و تلخیاش حتی نوشیدنیها را ترش میکند. با این حال، از قدرت و استحکام خود نیز سخن میگوید و تأکید میکند که تیشهاش، فرهاد را به کوه نشانده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده مانند 'ناخن دوانده در جگر سنگ' و 'نمک آبم چو مغز تلخ' نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد.
شماره ۵۲۶ - فرهادم و ثبات قدم هست پیشه ام
ناخن دوانده در جگر سنگ تیشه ام ۱
از بخت شور در نمک آبم چو مغز تلخ
می روترش کند چو درآید به شیشه ام ۲
از ناخن آب دشنه الماس برده ام
فرهاد را به کوه جهانده است تیشه ام ۳
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.