خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از سفر معنوی و عشق الهی سخن میگوید. او از تلاش برای یافتن حقیقت، گذر از سختیها، و رسیدن به مقصود نهایی (دولت و گنج معنوی) صحبت میکند.
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کهن فارسی نیاز دارد. همچنین، برخی از استعارهها و اصطلاحات ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۴۴۵ - تا صدق طلب خضر من آبله پا بود
تا صدق طلب خضر من آبله پا بود
هر موجه ای از ریگ روان قبله نما بود ۱
از کشمکش عشق رسیدیم به دولت
این اره به فرق سر ما بال هما بود ۲
سر داد به صحرا دل دیوانه ما را
آن گنج که در گوشه ویرانه ما بود ۳
هر موجه ای از ریگ روان قبله نما بود ۱
از کشمکش عشق رسیدیم به دولت
این اره به فرق سر ما بال هما بود ۲
سر داد به صحرا دل دیوانه ما را
آن گنج که در گوشه ویرانه ما بود ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴۴ - جویای تو آسودگی از مرگ نبیند
گوهر بعدی:شماره ۴۴۶ - احوال دل خسته به اغیار مگویید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.