خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از درد و رنج عشق و جدایی میگوید. شاعر بیان میکند که دلش از ادب پر شده و حتی درد و رنج نیز به او طبیب شدهاند. او اشاره میکند که بدون درد و غم، فکر ترقی نمیکند و دلش یتیم شده است. همچنین، پس از انتظارهای طولانی برای وصال، اوقاتش به رقیب سپرده شده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و ادبی است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، موضوعات عاشقانه و غمگین آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
شماره ۴۲۴ - از بس ادب که یافت دل ما ادیب شد
از بس ادب که یافت دل ما ادیب شد
بیمار ما ز رنج کشیدن طبیب شد ۱
بی درد و داغ، فکر ترقی نمی کند
دل شد یتیم تا سخن من غریب شد ۲
بعد از هزار شب که شب وصل داد روی
اوقات صرف پاس نگاه رقیب شد ۳
بیمار ما ز رنج کشیدن طبیب شد ۱
بی درد و داغ، فکر ترقی نمی کند
دل شد یتیم تا سخن من غریب شد ۲
بعد از هزار شب که شب وصل داد روی
اوقات صرف پاس نگاه رقیب شد ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲۳ - جان چون کمال یافت به جانانه میرسد
گوهر بعدی:شماره ۴۲۵ - آخر غبار خط تو گرد کساد شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.