خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن دربارهی تنهایی و بیتوجهی به عواطف و احساسات است. شاعر بیان میکند که هیچکس در قافلهی دل نشاندهندهای ندیده و هیچ آفریدهای آتش این کاروان را مشاهده نکرده است. همچنین، اشاره میکند که مانند سروی ناپخته از چمن گذر کرده و نخلی است که تغییرات فصلها را تجربه نکرده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک کامل معانی و اشارات موجود در متن دارد.
شماره ۴۱۱ - هرگز کسی ز قافله دل نشان ندید
هرگز کسی ز قافله دل نشان ندید
یک آفریده آتش این کاروان ندید ۱
چون سرو، خام آمد و خام از چمن گذشت
نخلی که انقلاب بهار و خزان ندید ۲
یک آفریده آتش این کاروان ندید ۱
چون سرو، خام آمد و خام از چمن گذشت
نخلی که انقلاب بهار و خزان ندید ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱۰ - عاشق عنان به چرخ مقوس نمی دهد
گوهر بعدی:شماره ۴۱۲ - به جای قطره باران به کشت طالع ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.