خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از عشق و دلباختگی سخن میگوید و بیان میکند که عاشقان حاضرند همه چیز را فدا کنند، حتی اگر در نهایت چیزی عایدشان نشود. او از نبود حوصله برای ناز کشیدن و تمایل به فروختن دل به بهای کم سخن میگوید و در نهایت اشاره میکند که از دست دادن دل در راه عشق ارزشمند است.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و ممکن است مناسب آنها نباشد.
شماره ۳۸۴ - عشقبازان چو جلای نظر پاک دهند
عشقبازان چو جلای نظر پاک دهند
منصب برق جهانسوز به خاشاک دهند ۱
مفلسم، حوصله ناز خریدارم نیست
می فروشم به بهای دل اگر خاک دهند ۲
(در دو روزش چو سر زلف بهم می شکنی
حیف دل نیست که در دست تو بی باک دهند) ۳
منصب برق جهانسوز به خاشاک دهند ۱
مفلسم، حوصله ناز خریدارم نیست
می فروشم به بهای دل اگر خاک دهند ۲
(در دو روزش چو سر زلف بهم می شکنی
حیف دل نیست که در دست تو بی باک دهند) ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸۳ - عاشقانی که دل از گریه سبکبار کنند
گوهر بعدی:شماره ۳۸۵ - داغ سودای ترا بر دل بی کینه نهند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.